جعفر شهرى باف
221
طهران قديم ( فارسى )
حركت نكرده است و اين همان عدم سير صحيح و طى طريق غير مستقيم او بوده كه كوچهها و معابر را كه ناگزير بايد در ساختمان خانهها تبعيت از جريان و حريم آب داشته باشند وادار به بىنظمى و نامرتبى و بىحسابى و خارج شدن از محاسبات هندسى و شهرسازى نموده ناچار به اعوجاج و انحناء و بد نقشگى و بد صورتى بكند . شاهد اين مدعا نقشههاى قديمى آن كه خيابانها و معابر اصلى غالبا از شمال به طرف جنوب كشيده شده ، شوارع عام و طرق شرقى و غربى كمتر در آن به نظر مىآيد و همين نقيصه هم بوده كه امروزه يكى از اشكالات عمدهى عبور و مرور شهر را فراهم ساخته از شرق به غرب و از غرب به شرق راه مستقيم صحيحى ( به غير از تنها خيابان شاهرضا ) كه از بيابان به بيابان ختم شود نمىيابيم ، چنانچه به همين صورت بود وضع راهها و جادههاى خارج شهر كه مهندسشان رودخانهها و آبهاى طبيعى بوده نقشه و ملاك جادهسازها كه همانرا مبناى عمل قرار داده محاذى آن كوه و زمين را بريده راه مىساختند . مأخذ و ملاكى كه هنوز نيز در جادهسازىهاى درجه دوم ملحوظ مىباشد . به اين كيفيت هم تنگى و گشادى و ضيق و وسعت كوچهها بوجود ميآمد كه در نقطهاى كه نهر از جهت غير شيب بودن وسعت مىگرفت معبر نيز حريم بيشترى يافته ميدانگاهى و ميدانچه و مثل آن مىشد و در مجرايى كه تنده و شيب بود و عبور آب از آن بسرعت انجام مىيافت و يا انتهاى آب و باريكه بود ناچار كوچه باريك و تنگ و بنبست و نامتناسب ميگرديد . در هر صورت چه آبهاى نزولى كه از آسمان جارى شده راه خود مىگشود و چه آبهايى كه بتوسط مردم بدست آمده مسيرى را دنبال كرده بود مجراهايى بودند كه مسير و سرنوشت معابر شهر تهران را معلوم مىكردند و تنههاى اصلىاى كه شاخهها و ريشههاى ناموزون به اطراف دوانيده تهران بعد خود را به صورت بدقوارهترين و نامتناسبترين شهرها درمىآوردند . ديگر از علل ناموزونى شهر تهران وجود لجامگسيختگى قدرتمندها و ضعف ضعفا و افراط و تفريط در شرم و حيا و مجامله و ملاحظهكارى مردم بود كه مثلا گردن كلفتى مىخواست در نقطهاى خانهاى بسازد ديوار خود را با اجازهء خود تا